تبليغاتX
 Image Hosting چکاوک من chakawak_man
Dariush Eghbali.jpg
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:5  توسط مجتبی   | 

باز هم آفتاب غروب كرد و شب اومد
به جون خسته‌ام باز هم تب اومد
باز هم از لاله خونين قلبم
خدايا بانگ يارب، يارب اومد
شب اومد، باز شب اومد، باز شب اومد
به جون خسته‌ام باز هم تب اومد

هوا تاره چراغ هم سوت و كوره
تنم داره مي‌سوزه مثل كوره
خدايا يار من كي برميگرده
آخه اين از خداوندي به دوره

هوا تاره چراغ هم سوت و كوره
تنم داره مي‌سوزه مثل كوره
خدايا يار من كي برميگرده
آخه اين از خداوندي به دوره

چه كجدار و مريضي دارم امشب
چه درد ناله‌خيزي دارم امشب
خدايا اين حبيبه يا طبيبه
چه مهمون عزيزي دارم امشب

خدايا اين حبيبه يا طبيبه
چه مهمون عزيزي دارم امشب

باز هم آفتاب غروب كرد و شب اومد
به جون خسته‌ام باز هم تب اومد
بازم از لاله خونين قلبم
خدايا بانگ يارب يارب اومد
شب اومد، باز شب اومد، باز شب اومد
به جون خسته‌ام باز هم تب اومد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 12:59  توسط مجتبی   | 

 

 

از پس پرده نگاه کن ، مثله شطرنجه زمونه
هرکسی مثله یه مهره توی این بازی می مونه
یکی مثله ما پیاده ، یکی صد ساله سواره
یه نفر خونه به دوشه ، یکی دو تا قلعه داره
یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن
رو به روی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن

اونا که اوله بازی توی خونه ی تو و من
پیش پای اسب دشمن ، اون همه سرباز رو چیدن
ببین امروزم تو بازی میونه شاه و وزیرن
هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن (سنگر می گیرن)

تاج و تخت شاه دیروز ، در قلعه شون نمی شه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته
یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت

اونکه ما رو بازی می ده ، اونه که مهره رو چیده
اونکه نه شاهه ، نه سرباز
نه سیاهه (نه سیاهه) ، نه سفیده (نه سفیده)
از پس پرده نگاه کن

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:48  توسط مجتبی   | 

كفتر كشته پروندن نداره
رو خاك و خونها كشوندن نداره
كفتر كشته پروندن نداره
كتاب كهنه كه خوندن نداره
داره از تنهايي گريه‌ام مي‌گيره
توي اين شهر ديگه موندن نداره
داره از تنهايي گريه‌ام مي‌گيره
توي اين شهر ديگه موندن نداره
كي مي‌شه كه من و تو ما بشيم و رها بشيم
مرغ پر بسته كه كشتن نداره
وقتي كشتي ديگه گفتن نداره
از يه دريچه تاريك و سياه
پاي پير و خسته ديدن نداره
اگه تو باغچه فقط يه گل باشه
گل اون باغچه كه چيدن نداره
هردرختي كه يه روزي پير مي‌شه
اون رو از ريشه سوزوندن نداره
كي مي‌شه كه من و تو ما بشيم و رها بشيم
فصل مردن واسه من كي ميرسه
وقت پرواز من از اين قفسه
از من دربدر اينجا چي‌مي‌خواي بگيري
اگر كه مقصد نفسه
بوي گل هم مثال اطلسي نيست
حرفهاي من مثله حرف كسي نيست
شعر من حرف قشنگ رفتنه
حرف حق تا دنيا دنياست گفتنه
كي مي‌شه كه من و تو ما بشيم و رها بشيم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:25  توسط مجتبی   | 

چشم من بيا من رو ياري بكن
گونه‌هام خشكيده شد كاري بكن
غير گريه مگه كاري مي‌شه كرد
كاري از ما نمياد زاري بكن
اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

هرچي دريا رو زمين داره خدا
با تموم ابـــــــراي آسمونها
كاشكي ميداد همه رو به چشم من
تا چشم‌هام به حال من گريه كنن

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

قصه گذشته‌هاي خوب من
خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تا قيامت اشك حسرت ببارم

دل هيچكي مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گريه دواي دردمه
چرا چشمم اشكش رو كم مياره

خورشيد روشن ما رو دزديدن
زير اون ابراي سنگين كشيدن
همه جا رنگ سياه ماتمه
فرصت موندنمون خيلي كمه

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

سرنوشت چشم‌هاش كوره نمي‌بينه
زخم خنجرش مي‌مونه تو سينه
لب بسته سينه غرقه به خون
قصه موندن آدم همينــــــه

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 8:42  توسط مجتبی   | 

شبهامون آخ كه چه تاريك و چه سرده
دلهامون جاي غمه لونه درده
تو رو بي من، من رو دور از تو گذاشته
چي بگم با من و تو دنيا چه كرده

آسمون با من و تو قهر ديگه
هر كدوم از ما تو يك شهر ديگه

تو دلم اين همه غم جا نمي‌گيره
چي بجز غم داره اون دل كه اسيره
گفتي از ياد ميره اين غمها يه روزي
تو دلم ريشه دوونده ديگه ديره

آسمون با من و تو قهر ديگه
هر كدوم از ما تو يك شهر ديگه

تو مي‌گي نامه نوشتي نرسيده
از تو يه خط يا نشون هيچكي نديده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشكهام همه رو نامه چكيده

تو مي‌گي نامه نوشتي نرسيده
از تو يه خط يا نشون هيچكي نديده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشكهام همه رو نامه چكيده
اما اشكهام همه رو نامه چكيده

آسمون با من و تو قهر ديگه
هر كدوم از ما تو يك شهر ديگه

شبهامون آخ كه چه تاريك وچه سرده
دلهامون جاي غمه لونه درده
تو رو بي من، من رو دور از تو گذاشته
چي بگم با من و تو دنيا چه كرده

آسمون با من و تو قهر ديگه
هر كدوم از ما تو يك شهر ديگه

آسمون با من و تو قهر ديگه
هر كدوم از ما تو يك شهر ديگه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 8:27  توسط مجتبی   |